خطايى ، على اكبر
89
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
و جملهء آن خلق به مراتب خود و به سرعت هرچه تمامتر گروه گروه درآيند و هر گروه را مراتب و جاى او متعين است ، و مردمانى كه ازين طرف دنيا يعنى از ديار اسلام رفته باشند بر همه مقدم و دو سه قدم ماند [ ه ] نزديك خاقان چين باستند « 1 » و حرمت مسلمان را بر همه مقدم مىدارند ، و از مسلمانان پايهتر مردمان تبت باستند و از تبتان پايهتر قلماقان « 2 » باستند و از قلماق پايهتر اويغوران « 3 » باستند و از اويغوران پاتهتر گروه اوجد و جورجت باستند و از اوجد [ و ] جورجت پايهتر گروه گروه و نوع نوع هنديان باستند . و هر گروه از مملكتى آمدهاند و هر گروهى به نوعى لباسها پوشيده و به زبان ديگر گونه سخن مىكنند [ و ] به هفتاد و دو زبان در خطاى سخن مىكنند ، و نامعدود و بسيار بودن زبانها را شبه نيست و بسيارى لغت الفاظ مختلفه مىدانيم كه در روم يكى موافق نيست . و طرف راست خاقان چين لشكر و امراى اهل علم او باستند و طرف چپ [ او ] امراى اهل قلم باستند و طرف عقب تخت خاقان اهل سراى او باستند . بعضى در ميان خادمان بوده باشد كه دختران نيز به صورت خادمان بودند . [ و ] هيچكس را زهرهء آن نباشد كه در ديوان خاقان چين سر برآرد و در روى خاقان و يا غيرى نگرد . و در پيش روى خاقان امرايى كه از ممالك خطاى آمدهاند از براى طلب مراتب و منصب [ و ] گروه گروه پاپاس و امراى پاپاس و ايلچيانى كه از اطراف و جوانب عالم آمدهاند جمله صف صف در پيش روى خاقان ايستاده و آن درها و دربندهاى مذكور در غايت لطافت سزاوار و مناسب سلطنت دنيا در پيش روى خاقان نمايان ، و در آن دربندها صف صف لشكرها و پيلان « 4 » ايستاده و در آن هفت [ دربند ] مذكور آن همه خيل و حشم سلطنت خاقان چين در پيش روى او نمايان ، و در آنجاى « 5 » [ ديوانگاه خاقان ] چين چندين هزار زاغ بلخى سرخ پاى و سرخ [ منقار ] و مرغابيان و انواع مرغان عجيب و غريب « 6 » هر صباح به ديوان او حاضر مىشوند
--> ( 1 ) - ق : بايستند ( همه موارد ) ( 2 ) - س 609 و ق : قلماق ( 3 ) - سها : اوى غوران ( 4 ) - سها : فيلان ( 5 ) - ق : اثناى ( 6 ) - سها : « و غريب » ندارد